DanMachi
Is It Wrong to Try to Pick Up Girls in a Dungeon?
اسم گمراهکننده، محتوای عالی
نقد و بررسی
اسمش از همون اول آدمو گمراه میکنه. فکر میکنی قراره فقط یه انیمه هارم ساده با اسم عجیب باشه، بعد میزنی پلی و میبینی نه… طرف اومده واقعا زندگی کنه تو دانجن. من اینو فکر کنم دو بار دیدم، البته نه همهی فصلهاشو، و راستش حتی نرفتم چک کنم الان ۲۰۲۶ تموم شده یا هنوز دارن از دانجن هیولا درمیارن یا نه. ولی مهم نیست، چون تجربهاش ارزششو داشت.
داستان حول محور بل کرنل میچرخه، یه پسرک ضعیف و بیتجربه که اول کار بیشتر شبیه NPC هست تا قهرمان. ولی چیزی که DanMachi رو دوستداشتنی میکنه همین تلاش بل برای بهتر شدنه. مخصوصا اون انگیزه معروفش: قوی شدن برای رسیدن به یه دختر خیلی خفن که اسمش الان تو مغزم نیست (ولی تو مغز بل حک شده). همین هدف ساده باعث میشه هی بره تو دانجن، کتک بخوره، نزدیک مرگ بره، دوباره برگرده قویتر.
فضای انیمه ترکیب خوبیه از اکشن، فانتزی، یه ذره طنز، یه ذره احساس، و البته خدایان بیکار که از بالا نشستن دارن با آدمها بازی میکنن چون حوصلهشون سر رفته. دانجن هم واقعا حس خطر میده، نه فقط یه سیاهچاله تکراری. هر چی جلوتر میری، استرسش بیشتر میشه و میفهمی اینجا شوخی نداره.
در کل DanMachi از اون انیمههاست که شاید همهی فصلهاش رو ندیده باشی، شاید حتی یادت نیاد آخرش چی شد، ولی حس کلیش تو ذهنت مونده. یه داستان رشد شخصی ساده ولی دوستداشتنی، با قهرمانی که از صفر شروع میکنه و واقعا براش زحمت میکشه.
جمعبندی خیلی خلاصه: اسمش مسخرهست، ولی خودش نه 😄 اگه انیمههای فانتزی + پیشرفت کاراکتر دوست داری، این یکی کاملا میچسبه. و آره، شاید یه روز منم برگردم ببینم آخرش بل بالاخره به اون دختره رسید یا هنوز داره فارم میکنه.
تحلیل شخصیتها
Bell Cranel
قهرمان داستان که از یک مبتدی کاملاً ضعیف شروع میکند. انگیزهاش برای قوی شدن ساده اما مؤثر است: رسیدن به سطح کسی که عاشقش است. رشد او طبیعی و قابل باور است.
Hestia
خدای محافظ Bell که با وجود قدرت الهی، شخصیت صمیمی و قابلدوستی دارد. رابطهاش با Bell ترکیبی از مراقبت مادرانه و احساسات عاشقانه است.
Ais Wallenstein
شمشیرزن قدرتمند که الهامبخش Bell است. شخصیتی قوی و مرموز که هدف نهایی Bell برای رسیدن به سطح او محسوب میشود.
دانجن و دنیاسازی
یکی از نقاط قوت DanMachi، دانجن واقعاً خطرناک و پیچیدهاش است. این فقط یک سیاهچاله ساده نیست که هیولاها از آن بیرون میآیند. هر طبقه قوانین خودش را دارد، هیولاهای متفاوت، و خطرات جدید.
سیستم خدایان هم جالب است. خدایانی که از آسمان پایین آمدهاند و حالا با انسانها زندگی میکنند، نه بهخاطر نیاز، بلکه بهخاطر کنجکاوی و سرگرمی. این باعث میشود دنیا احساس زندهتری داشته باشد.
سیستم Familia (خانوادههای خدایان) و نحوه رشد شخصیتها از طریق تجربه و مبارزه، شبیه یک RPG واقعی عمل میکند. این باعث میشود پیشرفت Bell قابلفهم و رضایتبخش باشد.
تجربه شخصی
اول که اسمش رو دیدم، فکر کردم یکی از اون انیمههای هارم معمولیه که فقط برای سرگرمی ساخته شده. ولی خیلی زود فهمیدم که اشتباه کردم. این انیمه واقعاً درباره رشد شخصیت و تلاش برای بهتر شدن است.
چیزی که بیشتر از همه جذبم کرد، همین بود که Bell واقعاً از صفر شروع میکنه. نه یک قهرمان از پیش تعریفشده، نه قدرتهای مخفی، فقط یک پسر معمولی که انگیزه داره و حاضره زحمت بکشه.
دو بار دیدمش و هر دفعه لذت بردم. البته همه فصلهاش رو ندیدم، ولی اون حس کلی رشد و پیشرفت همیشه جذاب بود. حتی الان هم کنجکاوم که Bell کجا رسیده و آیا بالاخره به هدفش نزدیک شده یا نه.
در کل، این یکی از اون انیمههایی بود که ثابت کرد نباید از روی اسم قضاوت کرد. پشت اون اسم عجیب، یک داستان خوب و شخصیتهای دوستداشتنی قایم بودن.
💬 نظرات
برای ثبت نظر، لطفاً وارد شوید
ورود
هنوز نظری ثبت نشده است