الدن رینگ

الدن رینگ

فرام‌سافتور • ۲۰۲۲ • نقش‌آفرینی اکشن

امتیاز تراز

۹.۵
کلی
تعادل: ۹/۱۰
صنعت: ۱۰/۱۰
احساس: ۹/۱۰
نقش‌آفرینی دنیای باز سولز‌لایک

⚔️ ۱۴ بار مرگ، تولد، و دوباره مرگ: تجربه‌ی من از Elden Ring

وقتی صحبت از Elden Ring می‌شود، خیلی‌ها به عظمت Lands Between، سختی باس‌ها یا معماری کلاسیک From Software فکر می‌کنند. ولی برای من؟ این بازی بیشتر شبیه یک تور مسافرتی بود؛ تور «رفیق‌بازی با مرگ»!

تا امروز بیش از ۱۴ بار بازی را تمام کرده‌ام، اما داستان پشت این عدد، خودش یک بازی جداست.

🤝 بازی تنهایی؟ نه، محاله!

تنها دو بار رفتم سراغ حالت Solo، آن هم هر دو دفعه وسط راه برگشتم عقب. وقتی می‌توانی با Seamless Co-op با رفقا بخندی، بسازی، بمیری، فحش بدهی، دوباره بخندی... خب چرا باید تنها بروی؟ Elden Ring تنهایی ارزشش را دارد، اما رفاقتی‌اش چیز دیگری است.

🎲 Randomizer: پکیج سورپرایز مرگبار

از این ۱۴ بار، حدود ۱۰ بار را با Randomizer Mod رفتم؛ چون زندگی بدون غافلگیر شدن چه ارزشی دارد؟

در این حالت، هر گوشه‌ی بازی یک احتمال جدید است:

جای اسلایم و اسکلت، اژدهای چند تنی در لوله فاضلاب گیر کرده! فقط یک تکه بدنش معلوم است و تا چشم باز می‌کنی… BOOM! نصف صفحه با آتش و لگد پر می‌شود.

وارد یک غار ۳×۴ می‌شوی و ناگهان Twin Gargoyle را میبینی. خودت جا نمی‌شی، گارگویل چطور جا شده؟ هیچ‌کس نمی‌داند.

یا برعکس، Fire Giant را می‌اندازد در یک اتاق کوچک. بنده خدا حتی نمی‌تواند تکان بخورد، چه برسد به اینکه حرکات سینماتیکش را اجرا کند. همین‌طور که لای موهای پایش گیر کردی فقط می‌زنی تا بیفتد.

این ترکیب خنده، استرس، و WTF کامل‌ترین تجربه ممکن از یک رندومایزر است.

🐎 حالت معمولی: سخت‌ترین آسانی

اگر از مودها بگذریم، Elden Ring در حالت عادی شاید آسان‌ترین Souls باشد. چرا؟

  • اسب داری. همین یک مورد ۴۰ درصد بازی را راحت می‌کند.
  • نقاط Grace منصفانه‌اند و خبری از دویدن‌های ده دقیقه‌ای مثل Dark Souls 1 نیست.
  • اگر جایی مُردی، معمولاً ۲۰ ثانیه بعد دوباره آنجایی.

ولی بازی هنوز شخصیت خودش را دارد. مخصوصاً اگر Melee بروی، بعضی باس‌ها چنان وارد فاز پاورقی می‌شوند که انگار سه برابر معمولی برایت Combo نوشته‌اند. باید منتظر باز شدن یک فرصت طلایی بمانی وگرنه بدون صبر کردن نمیتونی بزنیشون.

⚡ بیلد محبوب من: ایمان، نور، و صحنه‌های هالیوودی

از جادویی و قدرتی گرفته تا حماسی و چکشی، تقریباً همه‌ی بیلدها را امتحان کرده‌ام. تنها چیزی که هنوز کامل نرفتم بیلد کماندار است.

اما عشق واقعی؟ Faith Build

جذابیتش؟

افکت‌های سینمایی. برق از آسمان می‌زنم، زمین می‌لرزد، نقشه روشن می‌شود. شاید همیشه بهینه نباشد، شاید سریع نباشد، اما همان حس «جادوگر مذهبی با استایل» کاملاً کافی است.

چیزی هم هست که اصلاً دوستش ندارم: بیلد Bleed

یک حرکت بزن، بترکان، تمام. سریع، بی‌روح و بدون جلوه خاص. من دنبال اینم که صحنه مثل یک میکس‌تِیپ جلوه‌های ویژه باشد، نه یک میان‌بر.

🏰 DLC؟ یک بار ولی فوق‌العاده

گیم پایه را ۱۴ بار رفتم ولی DLC را فعلاً تنها یک بار تجربه کردم. فقط منتظر یک بازه آزاد هستم تا دوباره با دوستانم برگردیم به Shadow of the Erdtree و دوباره چند ده بار دیگر اشتباهی وارد مناطق اشتباهی شویم و نابود شویم.

🎭 نتیجه‌گیری؟ Elden Ring یعنی داستان‌های تکرارنشدنی

Elden Ring فقط یک بازی نیست؛ یک طناب‌پرتاب بین خنده، فاجعه، هیجان و دوستی است. هر بار که واردش می‌شوی یک قصه جدید داری. چه یک اژدهای گیرکرده در فاضلاب باشد، چه گارگویل‌هایی که قوانین فیزیک را منحل کرده‌اند، چه دوستی که درست قبل از باس آخر از روی صخره سقوط می‌کند.

و من؟ هنوز هم آماده‌ام که بار پانزدهم و شانزدهم و هفدهم را شروع کنم. فقط کافیست یک نفر بگوید: «بیا بریم Co-op.»

نظرات

برای ارسال نظر، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید

در حال بارگذاری نظرات...